آتش خِست در خرمن زحمت

در عرف هر جامعه و دینی "خِست" و "بخیلی" صفتی ناپسند و ناشایست است ، زیرا گونه ای رقابت منفی به وجود می آورد و گاهی موارد اعتماد و اطمینان از جامعه رخت می بندد و فضای سالم جامعه را دچار آلودگی اخلاقی و رقابت ناسالم می کند. در روایت ها و سخنان بسیاری از بزرگان دینی و فرهنگی "حسد " و "بُخل" سرزنش شده است ،بارها و بارها!

چند وقتی است که در بخشی از شهرستان کوچک ما کارهای بزرگی انجام می شود! که بسیاری از شنیدن و دیدن این کارها شاخ در می آورند نه اینکه کیف کنند و لذت ببرند!؟!؟نمی دانم این کارها تنها برای تفریح و شوخی انجام می گیرد یا اینکه به عنوان پیشه و حرفه برخی شده است؟ تا هر از چند گاهی فضای روانی این جامعه کوچک "روانی" و "بحرانی" شود تا جایی که پای نیروهای امنیتی و انتظامی ، بویژه "شورای تامین امنیت"در این میان باز شود و داستان "امنیتی" شود!؟با اینکه در 200 متری مرز ترکمنستان قرار داریم  ، یعنی هم مرز یک کشور بیگانه هستیم که در20 سال گذشته به عنوان سرزمین کفر می شناختیم ، از این "بیگانه" ترسی نداریم و با آرامش کامل شبها را می خوابیم و روزها در تکاپو هستیم ، ولی بر عکس از برخی نامردان و نادانان درونی و "خودی"بسیار ترس و دلهره داریم که مبادا "آتشی در خرمنی بیاندازند" "شیر نفت کسی را باز بگذارند" "در آبشخور گوسفندان بی زبان و بی گناه کود شیمیایی بریزند" "گوسفندان دامدار بیچاره ای را در نیمه شب بدزدند و به مال فروشی ببرند " "نشای در خزانه کشاورز را شخم بزنند"  " نقش روباه را بازی کرده و مرغ و خروس ها را از آغل بدزدند" ؟!!!!!!!!!!!!!؟!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟و...اینها یعنی چه؟ در بسیاری از اینگونه موارد انگیزه و هدف چیزی جز "کُری "خواندن و "شوخی" کردن نیست . چه بسا گونه ای بخل و بخالت نیز دخالت داشته باشد، به هر روی هر چه باشد و به هر انگیزه ای ، این گونه "تسویه حساب " و "شوخی " ناشایست و ناپسند است.

کشاورز زحمت کشی که 6 ماه از سال را مشغول جمع آوری فراورده کشاورزی خود است و به رنج و زحمت این فرا ورده را خشک می کند تا فردا آذوغه زمستان دام خود را تا مین و یا با فروش اضافی آن نیازمندی های خانواده خویش را بر یک سو نماید ، به ناگاه و با شعله کوچک "کبریت نادانی" و "فندک ناتوانی "خوراک آتش می شود.

ساعت از یک بامداد گذشته است همه در خواب و ماه عالمتاب بر فراز زمین پرتو نقره فام خود را می ریزد ، غافل از آن که در "توده ای یونجه" برایند 6 ماه رنج  یک کشاورز  در آتش "کینه" برخی نادان ها می سوزد!؟یکی از همسایگان شعله های سرخ و زرد آتش را می بیند ناگاه فریاد می کند: آتش ، آتش! به نوبت اعضای خانواده بیدار می شوند تا سوختن رنج و زحمت کشاورز بی نوا را در "آتش" ببینند، کاری از دست آنها هم نمی آید. به صاحب زمین زنگ می زنند که زحمتت به آتش رفت، صاحب زمین سراسیمه بر فراز خانه اش می رود و می بیند که آری، این یک رویا نیست ؟آتش نشانی و ماموران پا سگاه هم تنها به جمع بینندگان آتش می پیوندند و واپسین زحمات در آتش سوخته کشاورز را با چشمان خود می بینند و دیگر هیچ!؟

اینکه این ناامنی داخلی را به پای ماموران پاسگاه و گشت وپاس آنها بنویسیم یا وظیفه نیروهای بسیجی و سپاه بدانیم و یا ضعف "شورای تامین امنیت " شهرستان بدانیم چندان خردمندانه نیست ، گرچه برقراری "نظم " و امنیت " وظیفه نخستین آنهاست ولی پیشگیری از چنین "شبیخون" های نا جوانمردانه نیمه شب شاید ریشه در "فرهنگ" و "ناآگاهی"برخی افراد بیمار "روانی "باشد که با برقراری امنیت تنها نشود جلوی تکرار آن را گرفت، طبیعی است که کنترل محسوس و "نامحسوس" ماموران امنیتی سرانجام مُچ برخی از هنجار شکنان اجتماعی را خواهد گرفت.

اینکه این شوخی های خنده دار و "نیش دار؟!" و این "کُری "خواندنهای گاه و بی گاه کی وکجا پایان می گیرد و به سامان می شود وابسته به تصمیم مسئولان "قضایی " و "امنیتی" است. باید جُنبید و کوشید تا آتش این کینه ها و تسویه حسابهای کورکورانه و نابخردانه به خانه مردم نیافتد!؟ هنوز هم دیر نشده است.

/ 2 نظر / 23 بازدید
شویشکاهشن

سلام ماموستای هیژا،قدسپاس وخدی قاوت ژه زحمته ته برانگی گر وبزرگوار،دست مریزادپسمامه خوش بین.فکرکنم خالی ازلطف نباشه دربعضی اجتماعات ومراسمات گروهی(ازجمله تاسوعاعاشوراویاشبهای قدرو.....)که اکثریت مردم حضوردارندتوسط ائمه جماعت تذکرداده شودوزوایای مختلف عواقب اینگونه خرابکاریهای بی ثمرواضح وروشن گرددفکرکنم جوابدهی داشته باشد..دیسانه ژی دستی جنابعالی گرم سوا وان مطلبه نه آموزنده،سربلندوسرلژور دیزمامو