به مناسبت روز کسانی که "روزیِ" زندگی اند

یک دسته گل خوشبو و تر و تازه برداشتم و رفتم درِ خانه اش، بی آنکه در بزنم ، در را باز کرد و مرا تنگ در آغوش گرفت ، گویا از بوی تنم تشخیص داده بود جگر گوشه اش پشت در است، حال و احوال کردم از گذشته و اکنونش پرسیدم، جویای احوال همه ی خویشان و دوستان شد ، احوال  همه را گزارش دادم از آدم های این جهان گِله کردم او از انسانیت کسانی گفت که نه فریفته دانه ای جو شده اند و نه دلباخته شعار "بهشت زیر پای مادران است". شرمنده شدم و خیس عرق ، دسته گل را بر سر "گورش" گذاشتم و او را در "شهر خاموشان " تنها گذاشتم.کاش شمانیز قدر مادر تان را بدانید پیش از آنکه دیر شود ، پیر شود تا که زمین گیر شود . این عکس مربوط به مادرم ناتنی ام صدیقه  است که 30 سال مرا مادری کرد ، هفت ساله بودم که مرا مادر شد .بر خود وظیفه می دانم از همین جا دستان مهربانش را ببوسم. 

/ 6 نظر / 27 بازدید
سپاهی لایین

درود نازنین برادر بزرگوارم. من هم بوسه میزنم به دستان مادرانمان و دستانی که دست‌گیر مادرند. فدای تمام دلباختگی‌های عاشقانه‌ی علی اصغرضیائی لایین. مال ئاوا براجه جان.

اکبر

خدا نگهدارش باشد علی جان

هزار مچیت

سلام علی آقا مثل همیشه پر بار و زیبابود. راستی اگر عکسی از کرناوه داری بفرست تا قالب وبلاگش را طراحی کنم زحمت مطالبش هم برای شما و داداشم.گرچه دورم ازولایت اما قدر دان آن خواهم بود هدر قالب وبلاگ خودت هم اگر خواستی با عکس پشت زمینه خودت باشه در خدمتم

امیری

سلام استاد به ما هم سری بزنید مطلب جدید گذاشتم راهنمایی کنید.

تات ازکرناوه شیرین

افرین خیلی زیبابود افکاربلندت ستودنیست

رحیم

سلام وب زیبایی داری من که باهاش حال کردم اهنگ جدید گذاشتم حال کردی گوش کن مرسی