دنیا به کُرد روی خوشش را نشان نداد!

صبح و سلام بر تو که کُردی و عالمی

انگور شیشه ای و به لب، خنده ی نمی

 

صبح و سلام بر تو که نوروزخانه ای

خشت بمی اگرچه و ابر محرّمی

 

زیبایی آن چنان که، تفتیش می شوی

در مرز، ها... ملائکه ای یا که آدمی؟!

 

سبز آفریده از قِبَل اشک تو خدا

مَرخی1 به شایجانی2 و زابی به زمزمی

 

سیب بهشت خورده ای امّا سَلَف خران

پایت نوشته اند حساب جهنّمی!

 

هر روز می زنندت چوب حراج و باج

غُزها به لیره ای و عرب ها به درهمی

 

چون خیک بادکرده هواییت کرده اند

هرگز مباد از تو بسازند پرچمی!

 

این مرگ، لولویی است که راضی شوی به تب

مرگی به تنگ چشمی چنگیز ملجمی

**

در چای خانه ی آدانا3، رو به جاشوان

سیگار می کشی یا آه دمادمی

 

از شاه غزنه نانی جز سِفلگی نماند

دربار "چانکایا"4ست برابر به شلغمی

 

از کاشغر به سمت حلب، جا به جا فقط

چاه شغاد کنده شده، نقش رستمی

 

یک عمر زنده بر لبه ی چاقویی5 و باز

بر مرده ات، حواله شود مشت محکمی

 

دنیا به کُرد، روی خوشش را نشان نداد

سگ را گشاده اند ولی سنگ را کمی6!

                                                          برگ ریزان 92

-------------------------------------------------------------------------------------

* تصویر پیوست، نمایشی فاشیستی- صحرایی از ناحیه ی بازیگردان های

نظامی ترکیه در شروع دهه ی 90 است! در کوره دهی پرت، واقع در کُردگاه

"بوتان"، در حکاری یا شرناخ. افسر وقیح ترک، در این کلاس صحرایی! کودک

ساده ی کرد را اجبار به مشق کردن شعار آتاتورکی و غیر انسانیِ تشریفات

صبحگاه - نه چندان پیشِ - مدارس ترکیه کرده است: چه خوشبخت است آن

که می گوید من ترک هستم!

  Ne mutlu türküm diyene!                                                                 

1- سرو کوهی، درخت اُرس

2- شایجان، شاهجهان، ییلاق گاهی کردانه در شمال خراسان

3- بندرگاهی نیمه کردنشین، در ساحل مدیترانه ای ترکیه

4- کاخ ریاست جمهوری ترکیه

5- به نقل از احمد کایای عزیز: من بر لبه ی چاقو ایستاده ام!

6- گلستان سعدی: "... سگ را گشاده اند و سنگ را بسته!"

 

برگرفته از تارنمای دوست فرهیخته وشاعرم استاد حسین تقدیسی:

http://hosseintaghdisi.blogfa.com/

/ 0 نظر / 20 بازدید