سیلی محکم سِیل بر صورت کشاورزان و دامداران هزار مسجد

آسمان هزار مسجد جامه سیاه بر تَن کرد و "بغض چندین ماهه اش "ترکید. بر خلاف همیشه که برف بر آن می بارید این بار با آذرخشی از آسمان آب بارید!؟و روی هر چه رگبار را سفید کرد و حسابی از شرم همه بیرون آمد بویژه کشاورزان و دامداران.بعد از ظهر روز شنبه از یاد مردم روستاهای دیار هزار مسجد کلات نادری نخواهد رفت

سیلی ویرانگر از بالا دست کوه "عربچاه"به راه افتاد و همچون آتش تر و خشک را در سوزاند!؟آژیر خودروی پلیس در لاین گرچه دوران جنگ در دهه60شهرهای بزرگ تداعی می کرد ولی این بار خبری دردناک تر از جنگ می داد.سیل ، سیل!!؟؟.آب فراوانی که به سونامی دریاهای و اقیانوسها و شکستگی بندهای خاکی می ماند. این آب گل آلود گذشته  از آنکه چه نعمتی از خاک مرغوب منطقه داشت .رنگ وبوی آن نشان از خشم آسمان داشت که می غرید و می برید.

این آب فراوان گوسفندان بسیار و چند دستگاه خودروی کشاورزی و سواری و شالی زارهای فراوانی را با خود به کشور همسایه-ترکمنستان -برد و بسیاری از کشاورزان را غصه دار کرد.چه بسا بسیاری از آنها چرخ اقتصادشان بر پایه همین خوشه های زرد و طلایی می چرخد و ازدواج خود و یا فرزندان خویش را بر این مهم بنیاد گذاشته اندو امروز با حسرت به زحمتهای در آغوش سیل اشک می ریزند و می گریند.زیان این  سیل بی امان بیش از 2 میلیارد تومان برآورد شده است

/ 4 نظر / 26 بازدید
سپاهی لایین

درود عزیز برادرم. عجب بهاری است امسال که لب باز می‌کند و غصه می‌بارد... خواستم در همدلی باآن عزیز و مصیبت مردم ازسیل چیزی بنویسم، یادم آمد که اهالی لایین، مثل دیگر هموطنان نازنینمان، ازاین دست مصایب کم ندیده‌اند....شاهدش همین غزل(در کتاب در دست چاپ «تقویم تنهایی»آمده) که 4 سال پیش درهمین ایام برای سیلی مشابه نوشته بودم: یواش! همیشه با غزلت در صف سرودن باش که نوبت از تو نگیرند مرگ و آدم‌هاش برای ما بنویس از شکوه عشق و بگو که هرچه غصة نان است، سهم عقل معاش ولی به یاد بیاور که هردو گم شده‌اند نسیم عصمت عشّاق و عطر نان لواش! ** وزید بادی و دامن تکاند کوه خلف(1) خیال کردم غربال می‌شود خشخاش تگرگ و باد فرود آمدند و از دل کوه صدای سیل به گوش آمد و بریز و بپاش عزا گرفت تماشای سبز شالیزار که غیر لایه‌ای از گل نمانده بود اجّاش(2) به روزنامه نوشتیم پس، به خط درشت شب گذشته به فردا نمی‌رسید... ای کاش ** حدیث عشق نگفتیم، حرف اندوه است اگر چه بنده عشقیم ما ـ بگویم فاش ـ(3) دلم گرفته از این روزهای تلخ، عزیز چقدر حرف؟ چقدر آرزو؟ چقدر؛ یواش؟ 1. کوه خلف: کوهی در رشته کوه هزارمسجد، مشرف بر لایین؛ می‌گوی

حسین

[لبخند]همچی گفتی که فکر کردیم مث سیلای امریکا هستش پس تو تا حالا سیل ندیدی عمو جان برو خداتو شکر کن

پلگرددهکده ما

علی جان بسیار ممنونم که نمایی از بلای شالیزارها را به تصویر کشیدی . وخیلی ها را که یارای رفتن به زو ودیدن تراکتور و پراید به سیل رفته را نداشتن یاری کردی. دست مریزاد