شرف انسانی همجنسگراها و مردم بی پناه کوبانی

رهبر واتیکان اسقف انقلابی نام گرفته است چرا که بر خلاف دیگر اسقف ها حرف های خلاف آمد عادت می زند در میان مردم رفت و آمد می کند ساده می پوشد و از حقوق کسانی سخن می گوید که پیش تر از این جزو فراموش شدگان کلیسا محسوب می شدند. در خبرها دیدم که در کنفرانسی یکی از مقامات دینی در حضور اسقف اعظم گفت: نباید کاری کنیم که همجنسگراها احساس کنند شرف انسانی شان در معرض خطر قرار دارد.

یک لحظه یاد تذکره الاولیا افتادم و صوفیان صافی ضمیری که در هیچ مخلوقی به چشم حقارت نمی نگریستند. و هیچ کس را بابت خطایی که از او سرزده از بارگاه الهی نمی راندند و وقتی نمامان شیطنت می کردند و برای خود شیرینی خبر می آوردند که فلانی را بر راه دیدیم مست و خراب به جای آن که حکم تکفیر و تفسیقش را صادر کنند می گفتند: الحمدلله که بر راه افتاده است و نه از راه. مدینه ای که در آن فاسق و زاهد و عالم و عامی و مومن و کافر شرافت انسانی شان حفظ شود مدینه فاضله است. مدینه ای که خیلی ها رویای تحققش را در سر داشتند و با آرزوی تحقق این رویا سر به تیره تراب فرو بردند. این که چنین مدینه ای چه میزان امکان تحقق در عالم واقع را دارد یا ندارد بحثی است که می توان هماره در باره آن چند و چون کرد اما در حال حاضر بحث من چیز دیگری است. همین الان که من دارم این اباطیل را قلمی می کنم و جناب اسقف هم دارند از شرافت همجنسگراها سخن می گویند جهان شاهد یک جنایت بزرگ است. ایزدی ها و کردها و علوی ها دارند در عراق و سوریه قتل عام می شوند. مردهایشان را سر می برند و زنانشان را به اسیری می برند. در کوبانی رسما دارد جنایت جنگی رخ می دهد و جهان بی شرمانه به تماشا نشسته است.

من حرف سیاسی نمی زنم و برایم فرقی نمی کند در پس این جنایت هولناک چه دست هایی قرار دارد. اصلا آقای اسقف انقلابی بیاید علیه بشار اسد موضع بگیرد و بگوید تقصیر او بوده که عراق و سوریه به چنین روزی افتاده. مهم نفس محکومیت جنایتکار است. این که چه کسی را  محکوم می کنیم امری ثانوی است. ابتدا مهم این است که دلت از جنایت به درد بیاید و با وضع گرفتن در قبال جنایت نشان بدهی که آدمی. چیزی که ظاهرا اسقف انقلابی و دوستانش خیلی برایشان مهم نیست آدم هایی هستند که در خاورمیانه به جرم اعتقاداتشان دارند قتل عام می شوند. آن ها نه هم جنس بازند نه آن قدر خوشی زیر دلشان را زده که بروند جزو فرقه های نوظهور و عجیب و غریب شوند و نه اصلا کاری به کار کسی دارند. دارند زندگی شان را می کنند. حتی برای اعتقاداتشان تبلیغ هم نمی کنند. آن وقت یک مشت موجودات از خدا بی خبر که حقیقتا مصداق تام و تمام زمره بل هم اضل اند  و حتی کرها و کورها هم می دانند حامیان و گردانندگان آن ها چه کسانی هستند افتاده اند وسط خانه و زندگی آن ها و هر غلطی که دلشان می خواهد می کنند. جهان از این ددمنشی ها کم ندیده. پس از این هم خواهد دید. مهم این است من و تو چه قدر در این جنایت ها سهم داریم. هر کس نسبت به این فجایع خاموش بنشیند در خون زنان و کودکان و مردان بی گناه سهیم است. آن که غافل است گناه کارتر. و آن که هم چون اسقف های انقلابی! در چنین هنگامه ای آدرس عوضی می دهد و به جای توجه به ضجه های طفلان بی گناه و مویه های زنان بی پناه و مردان از ناتوانی روسیاه خاورمیانه از شرافت انسانی هم جنسگراها سخن می گوید دستش تا مرفق به خون عراقی ها و سوری ها و کردها آلوده است.

ما به شنیدن اخبار هولناک عادت کرده ایم. دیگر سر بریدن و آتش زدن و به اسیری بردن و مثله کردن اجساد برایمان عادی شده. ظاهرا دیگر هیچ جنایتی نمی تواند وجدان های آسوده ما را  آزرده سازد. طبیعی هم هست. عادت کرده ایم و به قول شاعر عادت به هردوا که کنی بی اثر شود. تا این جایش قابل فهم است. بعید می دانم دیگر جنایتی باقی مانده باشد که بتواند روی داعش جماعت را سفید کند. ببینید چه کرده اند که القاعده ای ها به آن ها می گویند خشن. خب معلوم است وقتی بام تا شام در معرض چنین اخبار وحشیانه ای قرار بگیری خود به خود اعصاب و روانت نسبت به این اخبار حساسیت لازم را از دست می دهند اما آیا این موضوع باعث می شود تا وضعیت میلیون ها آواره و صدها هزار کشته و هزاران و هزارمعلول و مجروح را از خاطر ببری و در پوشش یک انقلابی از شرافت هم جنسگراها سخن بگویی؟گیرم شرافت هم جنسگراها در معرض خطر است آیا شرافت همه نوع بشر حرمتش حفظ شده و فقط مانده همین اقلیت محترم که باید به فکر حفظ و حراستش باشیم؟ اگر قرار باشد مبلغان دینی این قدر از خدا و خلق خدا غافل شوند آن وقت از دیگران چه توقعی می رود؟

بر گرفته از :http://khabarfarsi.com/ext/10838050

/ 1 نظر / 19 بازدید
هادی اسماعیلی

سلام اینده یعنی ؟